امروز در آرزوی مردنم
آنگاه که قلب می شکند و دیگر به هیچ چیز فکر نمیکنی جز مرگ...
چه می شد اگر دنیا پر از خوبی بود ؟ چه میشد اگر عشق نبود؟؟
چه می شد اگر هوا سرد نبود؟ چه می شد اگر آسمان آبی نبود؟
و در این اندیشه هستم که کجایم و به کجا میروم.
عشق و آتش و خون
در چشمان بیدار من
وقتی که خودم را شناختم ، تازه خدای خود را پیدا کردم
میجنگم در راه او نه برای قلب شکسته ام....
((( صفر خونسرد )))
